صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 59

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

آن پىدرپى به اسناد سيستان اشاره مىشود ، مىتوان دريافت كه اين اسناد در اين هنگام در تهران و در اختيار مذاكره‌كنندگان ايرانى بوده است . در مقدّمهء رأى حكميّت گلداسميد ، شامل خلاصهء دعاوى ايران و امارت افغان ، اشاره‌اى به « مدارك اساسى دولت ايران » شده كه آنها را در 15 ماده اعلام كرده بود . در اين موارد دولت ايران به استناد معاهدات و مكاتبات سياسى ، آشكارا بيان كرده بود كه « از قديم الايّام ايران در سيستان فرمانروايى داشته و غير از شهرياران ايران كس ديگر در آنجا پادشاهى نكرده و حكومت و فرمانروايى امراى افغانستان در آن مملكت بىسابقه است و تاريخ چنين امرى را نشان نمىدهد . » « 1 » در همين رأى از دعاوى افغان‌ها نيز سخن گفته شده كه ادّعا كرده بوده‌اند : « سيستان در اصل قسمتى از افغانستان است كه توسّط احمد خان درّانى ايجاد شده است و اسامى حكام معين وقت سيستان و همچنين اسنادى كه اطاعت آنها را نشان مىدهد » به عنوان شاهد آورده بودند . « 2 » گلداسميد در رأى حكميّت خود از « اسناد و مدارك مثبته » اى سخن مىگويد كه كميسرهاى ايرانى و افغان به صورت مكتوب ارائه كرده‌اند . وى مىنويسد كه افزون بر آن ، « اسناد ديگرى هم در جلسهء كميسرهاى دول ، از طرف كميسر ايران تحويل شد . اين اسناد كه به صورت رونوشت بودند با اصل آنها كه در سفارت انگليس موجود بود ، مطابقت داده شد و تمام آنها صحيح و معتبر شناخته شد . اين اسناد حكمرانى ملوك كيانى در سيستان را تأييد مىكرد كه در تحت اوامر سلاطين صفويّه در آنجا حكومت مىكردند . تاريخ اسناد تقريبا به يكصد و پنجاه سال تا سيصد سال پيش مربوط بود . سند

--> - بيستم ماه صفر ، وى به ديدار حاكم مشهد رفت : « و امروز اين فدوى ، ملك عظيم خان كيانى را كه از سيستان همراه مأمور مخصوص آمده بود به جهت شرفيابى به حضور نوّاب و الا برده ، نواب معظم له از تفصيل وقايع سيستان استعلام و مقرر فرمودند كه اين غلام ، كتابچه‌اى از روى نوشتجات مرقومه ما بين مأمورين براى اهداى حضور نوّاب ولا بنويسم » . ميرزا موسى خان كارگزار روزنامه سفر سيستان به كوشش عبّاس اويسى و برات ده مرده ، انتشارات تفتان ، زاهدان 1383 ، ص 95 . ( 1 ) . جغرافياى تاريخى سيستان ، صص 258 - 259 . ( 2 ) . جغرافياى تاريخى سيستان ، ص 259 .